|
اقتصاد برای ایرانیان Econ 4 ir
|
ورود شما را به اين وبلاگ خوش آمد عرض مي نماییم و اميدوار هستیم مطالب اين وبلاگ مورد استفاده شما قرار گيرد . خواهشمند است نقطه نظرات خود را براي بهبود وبلاگ مطرح نماييد .
متشكریم
علی کاشمری و مسعود افشار
مدیران وبلاگ
مسعود افشار :
کارشناس ارشد علوم اقتصادی - دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک
علی کاشمری :
دانشجوی دکترای اقتصاد مالی - دانشگاه پوترا مالزی
The Economist
اخبار اقتصادی
نرخ طلا و ارز
نظر سنجی
خبر نامه
رتبه وبلاگ
آمار بازدید کنندگان
موضوعات
کتب لاتین English Economic Book
مقالات لاتین English Paper
نحوه فعالیت در وبلاگ
نحوه استفاده از وبلاگ
موضوعات شما
مجلات لاتین
نرم افزارهای کاربردی Software
آمارهای اقتصادی Data
آموزش
معرفی کتاب
کتب فارسی
مقالات فارسی
مجلات فارسی
تنظیم پایان نامه
انجمن سایت
50 اقتصاددان بزرگ
آنچه در اقتصاد ایران می گذرد
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30
85/09/01 - 85/09/30
85/08/01 - 85/08/30
85/07/01 - 85/07/30
من نیز رای می دهم ( )
با عرض سلام خدمت بازدیدکنندگان محترم وبلاگ اقتصاد برای ایرانیان
قبل هر سخنی از دوست عزیزم جناب آقای افشار که تمامی زحمات وبلاگ را عهده دار هستند تشکر می کنم و به خاطر نگارش اخیر ایشان کمال قدر دانی را تقدیم حضورشان می نمایم.
نامه ای دارم برای شما و دوستان قدیم:
زمانی که با آقای افشار دوره کارشناسی ارشد را می گذراندیم، ابتدای ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بود. به خوبی به یاد دارم که در آن دوران طرفداران ایشان با تعصبی خاص از اهداف و برنامه های ریاست جمهوری سخن می گفتند و این افراد اکثرا دوستانی مومن بودند با هدفهای زیبا و آرمانی، افرادی که فساد، ریا و دروغ در حکومت را مهمترین عوامل فقر و نابسامانی های اقتصادی کشور می دانستند. این دوستان، احمدی نژاد را انتخاب کردند که با فساد و فقر مبارزه کند، می گفت تورم را کاهش می دهد، می گفت سیاستهای بانکی را سامان می دهد، می گفت آزادی را گسترش می دهد و کلا همه خوبی ها را وعده می داد.
هفته بعد از آنکه احمدی نژاد و کابینه اش سوگند خوردند که هیچ یک از افراد خانواده خود را وارد دولت نکنند در طبقه دوم دانشکده بین تعدادی حدودا هشت نفره از دانشجوها بعد از کلاس بحثی شکل گرفت پیرامون قدرت افراد کابینه آقای احمدی نژاد، برای مبارزه با فساد. حتما آقای افشار هم به خاطر دارند. در جمع گفتم وعده های کسی که برنامه در چار چوبی مدون نداده باشد می تواند فقط شعار باشد و شما چگونه اعتماد کردید؟ دوستی عزیز با لهجه شیرین شیرازی اش و قاطعیت هر چه تمامتر پاسخ داد: "احمدی نژاد از خود مردم است و به وعده هایش عمل میکند. او تحصیل کرده است و آزمون خود را در دوره شهرداری به خوبی پشت سر گذاشته است".
در بین این دوستان، دوست دیگری که ساکن شهر قم بود در کنار گوشم به آهستگی گفت: " خدا به داد مردم برسد، مصباح به قدرت رسید". (این که نام شهر ها را می گویم، برای یادآوری دوستان قدیم است)
دوست دیگری از سنندج اصرار داشت به دوست شیرازیمان بقبولاند که او اشتباه می کند و تمامی دولت ها چه خاتمی، چه هاشمی، چه احمدی از یه دسته هستند و نباید اصلا در انتخابات کسی شرکت میکرد. هر یک حرف های خود را گاه احساسی و گاه منطقی بیان می نمودند، تا آنکه بحث بالا گرفت و دوست شیرازیمان با قهر از بحث خارج شد.
حال که برایم یادآوری شده است، می توانم بگویم از مجموع صحبت های آن جمع کوچک، فقط یک چیز برایم آشکار است و آن دفاعی بود که هر یک از عقیده شخصی خود می نمودند تا همه باز هم به یک مشترک برسند یعنی همان جامعه آرمانی.
خود من بارها و بارها با افشار عزیز می نشستیم پشت میز، چای می نوشیدیم و ساعتها حرف می زدیم، بحث می کردیم، از سنت و مذهب گرفته تا اندیشه های جدید و مدرنیته، از بیخدایی گرفته تا با خدایی، از غیر اقتصادی تا اقتصادی فقط برای یک چیز، آن هم اینکه یک روز کودکی را گرسنه نبینیم، پدر و مادری را نبینیم که از فقر، شرمسار کودک خود باشند، زنی پاکدامن را نبینیم که از شدت هوس بر او تجاوز شده باشد، خود فروشی، ریا کاری، دزدی، فحاشی، گرانفروشی، دروغ، همه این ها را نبینیم.
با آنکه نظرات و راهکارهای هر یک از دوستان آن دوران متفاوت بود، ولی چه افکار پاکی داشتیم.
چند ماه قبل که ایران آمده بودم بعضی از دوستان جمع کوچک گذشته را دیدم، یکی خود در این دولت خدمت می کرد، یکی کسب و کار آزاد راه انداخته بود، دیگری دانشگاه تدریس می نمود، یکی کارمند بانک بود، یکی سرباز، یکی بی کار.
با هر یک که صحبت می کردم ناراحتی و ترس را در چهره اش می دیدم، ناراحتی از وضعی فعلی و ترس از آنکه مبادا همه بدی هایی که می خواستیم با عقایدمان از میان برداریم، جایی در میان خانواده خودمان باز کند.
حال فقط خطاب به همان دوستانم می گویم که اگر باز هم همان عقاید پاک را برای بهتر ساختن وضعیت دارند، انزوا پیشه نکنند، مگر ما همانهایی نبودیم که می خواستیم بسازیم، پس با صندوق های رای لااقل این بار قهر نباشید.
دارند به مردم دروغ می گویند، حقایق را پنهان می کنند، به شعور ما توهین می کنند، دزدی و چپاول می کنند، فساد را بالا برده اند، خودفروشی دارد فغان می کند، فرهنگ از بین رفته، گرانی و فقر و بیکاری مردم را بیچاره کرده است، اعتیاد به مدارس ابتدایی وارد شده است و ... ما اینقدر بی غیرت بودیم؟
دوست قدیم شما
علی کاشمری
خرداد ۸۸
در صورت تمایل می توانید این مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید:
نوشته شده توسط علی کاشمری Ali Kashmari در 88/03/18
لينك مطلب
مطالب پیشین
![]()
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز می باشد . " www.ecoclub.blogfa.com or www.ecocomic4ir.tk "
